|
مردم حق دارند همه چیز را بدانند
|
|
|
|
||||
|
گند و كثافت سياست را با چه مي توان پاك كرد!؟ سخنان سياسي يك شهردار بر عليه سياست! قاليباف: در دو سه سال ورودم به عالم سياست، متوجه شدم، کثيف تر از عالم سياست وجود ندارد! دنياي سياست، عالم صافي نيست و صداقت در آن جايي ندارد برخي مدعيان دروغين كه در جبهه نبودند، امروز بر سر سفره دفاع مقدس نشستهاند قاليباف، بار ديگر نامزد رياست جمهوري مي شود!؟ به گزارش ايسنا، دكتر محمدباقر قاليباف، شهردار تهران، در همايش يادمان سوم خرداد که توسط بسيج دانشجويي دانشگاه فردوسي مشهد و در محل کانونهاي فرهنگي و هنري اين دانشگاه برگزار شد، شركت كرد و طي سخناني گفت: متاسفانه هنوز به جوانان اعتماد كافي نميشود و تا به جوانان اعتماد نکنيم، وضعمان همين است. همه در اين مساله به نوعي مقصر هستند و حتي خود من در اين زمينه، آن گونه که بايد عمل نميکنم و معتقدم آن طور که امام خميني(ره) و نظام به محمدباقر قاليباف، به عنوان جوان آن روز اعتماد کرد؛ من اكنون اين كار را انجام نميدهم و اين يک نقص بزرگ است. از بحران شير خشك تا سد كنكور! حذف کنکور در چند سال آينده، کار شاقي نيست قاليباف در ادامه به موج جمعيتي کشور اشاره کرد و گفت: در سالهاي 63 و 64 اوج تولدها را شاهد بوديم و به همين دليل ابتدا با بحران شير خشک مواجه شديم، بعد براي ثبتنام اينها در مدارس مشکل پيش آمد، چند سال پيش هم سد کنکور ايجاد شد؛ در حالي که براي اينها هيچ فکري نکرديم. وي با بيان اين که حذف کنکور در چند سال آينده، کار شاقي نيست، گفت: اگر توانايي حذف کنکور را داشتيم، بايد چند سال پيش اين کار را ميکرديم، نه در چند سال آيندهاي که اگر کنکور را هم برنداريم، خودش برداشته ميشود زيرا ظرفيت دانشگاهها بيشتر از تعداد شرکتکنندگان خواهد شد. اين تدبير را بايد چند سال قبل ميداشتيم كه با موج ورود به دانشگاه مواجه بوديم. براي کنکور كه تدبيري نکرديم و حالا هم با مشکل ازدواج و مسکن همان نسل مواجه شدهايم و بايد آن را حل کنيم؛ چراکه در 40 سالگي، مسکن به درد اين آدمها نميخورد! حداقل بياييم براي سن پيري اين نسل، فکري بکنيم تا در آن زمان مشکل ايجاد نشود. آنها كه به دعوت امام خود لبيك گفتند، امروز غريبانه در گوشهاي نشستهاند وي در ادامه، به نقش ايثارگران در دفاع مقدس نيز اشاره كرد و گفت: آزادي خرمشهر، محصولي از ترکيب عقلانيت و عشق بود و به عبارت ديگر علم و ايمان بود که خرمشهر را آزاد کرد. فرمانده جنگ در دفاع مقدس، با بيان اين که جبهه واقعا، قطعهاي از بهشت بود، افزود: نوع رابطهاي که در جبهه وجود داشت، خلاف همه حرفهايي است که امروز در سيستمهاي اداري ما مرسوم است. قاليباف با بيان اين که ميخواهم حرف دلم را امروز بزنم، گفت: متاسفانه برخي مدعيان دروغين كه در جبهه نبودند، امروز بر سر سفره دفاع مقدس نشستهاند، در حالي که آن زمان، رزمندگان واقعي، به دعوت امام خود لبيک گفتند و حالا غريبانه در گوشهاي نشستهاند. آن روزها که شيپور جنگ زده و مرد از نامرد مشخص ميشد، كسي اين غايبان و مدعيان دروغين را جبههها نديد. معتقدم وقتي جنگ و فضاي جبهه توانست آدمهاي نادرست را هم اصلاح کند، پس فضاي جبهه آن روز، امروز بايد شبيهسازي شود و در چنين فضايي، پروژههاي عمراني بهبود يابند تا کمتر دچار مشکلات امروز فضاي پيمانکاري شويم. به اعتقاد قاليباف، امروز هم ميتوان در حوزه اقتصاد، مسائل اجتماعي و عرصه فرهنگي، فضاي جبهه و جنگ را ايجاد كرد و از آن براي توسعه كشور سود برد. کثيفتر از عالم سياست وجود ندارد! قاليباف در ادامه با تاکيد بر تعميم دادن فضاي سالم جبهه و جنگ با تمام مردانگيها و رشادتهاي خالصانه، به تمام حوزهها از جمله سياست گفت: در دو سه سال ورودم به عالم سياست، متوجه شدم که کثيفتر از اين عالم، جاي ديگري وجود ندارد. وقتي در دانشگاهي از من پرسيده ميشود مگر تو نماز هم ميخواني؟ يا به من ميگويند تو از بسيج حرف نزن که يک شب هم در پايگاه بسيج نخوابيدهاي! اينها همه دغل بازيهاي دنياي سياست است که باعث ميشود برخي از من اين گونه سؤال كنند. وي با بيان اين که دنياي سياست، عالم صافي نيست و صداقت در آن جايي ندارد، گفت: روزي که پا در عرصه سياست گذاشتم، به خود قول دادم که اخلاق را رعايت کنم؛ هر چند که يک عده به من ميگويند که در عالم سياست نبايد يک سري چيزها را گفت. پس از پايان اين سخنراني قاليباف، زماني كه وي تريبون را ترك كرد، شماري از دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد كه در مراسم حضور يافته بودند، هنگام خروج، از وي سوالاتي را مطرح كردند. در اين گفتوگو، چند دانشجو مشکلات دانشجويي خود و همچنين درخواستهاي تشکلهاي دانشجويي را با شهردار تهران در ميان گذاشتند که در مواردي از آنها، قاليباف قول پيگيري داد. شهردار تهران در پاسخ به سوال دانشجويي که از او پرسيد «برخي سايتها عليه شما تبليغاتي ميكنند و حتي عنوان ميشود كه نامزد بالقوه انتخابات رياستجمهوري براي تبليغات به آمريكا ميرود»، خنديد و گفت: من به اين بداخلاقيها توجه نميكنم. وي همچنين در پاسخ به دانشجويي كه پرسيد علت اجرا نشدن طرح «منوريل» در تهران چه بود؟ گفت: منوريل، به هيچ وجه موضوعي سياسي نيست و آن را سياسي نکنيد؛ اول بياييد ببينيد چرا اجراي طرح احداث منوريل از صادقيه تا فرودگاه منتفي شد؟ اين موضوع که در زمان من نبود. بعد برويد ببينيد که در دنيا منوريل مطرحتر است يا مترو؟ فکر ميکنيد يک شهري مثل پاريس که چند صد کيلومتر مترو دارد، عقلش نميرسيد منوريل كه ارزانتر و بهتر است را راه
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رای و انتخاب اصلح حق مردم است َ هرکسی حق دارد به هر رئیس جمهوری که علاقمند است رای دهد اما عملکرد مدعیان حمایت وپیروی از سیاستهای رئیس جمهور احمدی نژاد در مازندران بخشی از سنجش وانتخاب را آسانتر نمود ....در حال حاضر بسیاری از کارکنان و مراجعین ادارات استان بواسطه عملکرد برخی مدیران انگشت شمار َ نگاه به رای دادن به رئیس جمهور شان تغییر کرده و به هم می گویند مشت نمونه خروار است .... اگر برخوردهای سلیقه ای و رفتارهای خاص و بدون پشتوانه کارشناسی ادامه داشته باشد مطمئنا تغییرات شگرفی را در نگاه مردم به دولت شاهد خواهیم بود ....در حال حاضر بسیاری از نگاهها و تفسیرهای رفتاری و عملکردی پیرامون مدیران کل دولت نهم در استان که بارها خود شما شنیده وخوانده اید باعث بوجود آمدن اثرات منفی شده و حتی به حدی نارضایتی از مدیران کل زیاد شده که روزنامه وارش نیست با فراخوان مردم درصدد ارزشیابی عملکردی مدیران اقدام نموده است...تا با سنجش و نظزسنجی به دنبال هدفی باشد که این عمل پیام خاصی را به استاندار و.... می رساند تا کمی با تامل و تعمق بیشتر تغییر مدیران دروغ ساز و ناکارآمد را آغاز تا روزنه های امید در نگرش مردم بوجود آید... بسیاری از افراد بواسطه برخی برخوردهای ناصواب به تغییر نگاه به شعارهای رئیس جمهور مبادرت نمودندو....
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وي در پايان گفت: مصالح مد نظر آقاي خاتمي حتي فراتر از مسائل اصلاحطلبان است و در صورتي که ايشان احساس کند حتي با حضور چهرههاي معتدل جناح رقيب اصلاحطلبان هم يک انتخابات رقابتي شكل ميگيرد و منافع ملي تأمين ميشود، راه را براي حضور ديگران هموار خواهد کرد
در حالي که حدود شش ماه تا آغاز جدي رقابتهاي انتخابات رياستجمهوري دهم باقي مانده است، گمانهزنيهاي مختلفي درباره کانديداي اصلاحطلبان در اين انتخابات مطرح شده است.
يک منبع آگاه در ائتلاف اصلاحطلبان در گفتوگو با خبرنگار «تابناک»، با تأکيد بر اينکه تاکنون تصميمگيري قطعي درباره حضور يا عدم حضور سيد محمد خاتمي در انتخابات رياستجمهوري صورت نگرفته است، اين تصميم را به شرايط انتخاباتي و آرايش رقبا موکول کرد. وي افزود: تمايل شخصي آقاي خاتمي به عدم حضور در انتخابات است و ايشان ترجيح ميدهد که شخص ديگري از سوي اصلاحطلبان يا اصولگرايان معقول و معتدل کانديدا شود، اما اگر شرايط به گونهاي شکل گيرد که مصالح کشور و مردم ضرورت حضور آقاي خاتمي را اقتضا کند، قطعا ايشان به عهدي که با مردم بستهاند، وفادار خواهند ماند.
وي تأکيد کرد: اگر شرايط انتخاباتي به سمتي پيش رود که چهره کانديداي جناح رقيب آقاي احمدينژاد باشد و آقاي خاتمي احساس کند وضعيت داخلي و خارجي کشور پس از انتخابات اصلاح نخواهد شد، ايشان ناگريز به ورود به عرصه انتخابات خواهد بود. وي درباره گمانهزنيهاي مطرحشده در مورد کانديداتوري افرادي چون حجتالاسلام کروبي، دکتر عارف، دکتر نجفي و مهندس محمد هاشمي گفت: اين گمانهزنيهاي زودهنگام، عمدتا از سوي رسانههاي جناح رقيب براي منحرف کردن اذهان عمومي از کانديداتوري آقاي خاتمي دامن زده ميشود، و اين قطعي است که در صورت حضور آقاي خاتمي، کانديداي مورد اجماع اصلاحطلبان، ايشان خواهد بود؛ اما اگر شرايطي به وجود بيايد که حضور آقاي خاتمي ضرورت نداشته باشد، طبيعتا گروههاي اصلاحطلب نظرات متفاوتي درباره کانديداهاي رياستجمهوري دارند که بايد در اين باره بحث شود. وي در پايان گفت: مصالح مد نظر آقاي خاتمي حتي فراتر از مسائل اصلاحطلبان است و در صورتي که ايشان احساس کند حتي با حضور چهرههاي معتدل جناح رقيب اصلاحطلبان هم يک انتخابات رقابتي شكل ميگيرد و منافع ملي تأمين ميشود، راه را براي حضور ديگران هموار خواهد کرد. نظرات كاربران:
▪ از اقای خاتمی می خواهم کاندیدا شود حتی اگر رد صلاحیت شود یا فقط دو رای داشته باشد رای من و خودش
▪ آقا چیکار دارید این بنده خداها را. آقای احمدی نژاد که از اولین روز گفته میلی به ادامه ریاست جمهوری ندارند. ایشان اگر هم کارهایشان بوی پوپولیسم میدهد اصلا از روی علاقه به قدرت نیست. بلکه همه و همه در راستای خدمت و حذف مافیاست.شما هم با خبرهای اینچنینی باعث آشفتگی خیال دولتی های عزیز نشوید ثواب دارد بخدا
▪ با سلام بر مرد بزرگ جناب آقاي خاتمي
مي خواستم بگم كه تخريبها ، هتك حرمتها و انحراف اذهان عمومي به اندازه حتي ذره اي از ارزش آقاي خاتمي نزد ملت ايران نكاسته و نخواهد كاست براي اينكه عملكرد دولت ايشان و وضعيت معيشتي مردم در زمان ايشان براي همه كاملا روشن هست و مطمئنا ملت ايران اينبار ديگر اشتباه دوره ... را مرتكب نخواهد شد و به شعارهاي عوام فريبانه كساني كه روز بروز عكس آنها را در جامعه ديده مي شود اعتماد نخواهند كرد . ▪ واقعاً فکر مي کنيد کشور بدست همين چند نفر بايد بچرخد؟ امروزه دايره را انقدر تنگ کرده ايم که برخي از مديراني که درسطح جهاني داراي افتخارات عظيمي از لحاظ اعمال مديريتي هستند درگوشه عزلت و چند نام امتحان پس داده هي مديريت را بين خود پاسگاري نمايند. دوره امثال خاتمي نيز سپري شده.
▪ به نقل از سایت صنایع نیوز مازندران :
(یک رقیب ساروی برای انتخابات ریاست جمهوری) آقای جعفر قربان پور کارشناس شورای آموزش و پرورش و کاندیدای تایید صلاحیت شده نمایندگی مجلس هشتم از شهرستان ساری استان مازندران ، کارشناس ارشد امور اجتماعی مجلس شورای اسلامی دوره ششم و از قهرمانان ورزش کشور و ... آمادگی خویش را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دولت دهم اعلام نمود . ایشان همچنین آمادگی خویش جهت مصاحبه مطبوعاتی ، تلویزیونی ، میزگرد احزاب برای بیان برنامه ها و دیدگاهها با توجه به تجربیات ملی خویش را ابراز کرده است . ازسایت اینترنت ایشان wwwو... ▪ متجاوز از سه سال است كه با وجود درآمدهاي نجومي وافسانه اي نفت يعني 220ميليارد دلار وفروش آن بشكه اي به بيش از127 دلار متاسفانه...و نجات كشور وظيفه ملي تمام ايرانيان وطن پرست و انقلاب كرده ايجاب ميكند براي خلق حماسه اي ديگر خودشان را آمده كنند وبا به صحنه آمدن ووراي بالاي 30ميليوني به جهانيان وجناح تشنه قدرت ثابت نميند هوشيار هستند ونخواهند گذاشت بيش ازاين اموال امت به دولتهاي دست نشانده آمريكا در عراق و افغانستان وكشورهاي عقب افتاده حاتم بخشي شود...
▪ اقای خاتمی را مردم خاتمی کردند و مردم دنبال کاندیدا شدن ایشانند و اگر نشوند تا دنیا دنیاست مدیون مردمندو جوانان علاقمند به ایشان.
▪ ظاهراً فراموش كردند كه خود آنها براي عدم انتخاب آقاي احمدي نژاد به همه حيله هاي تبليغاتي وتخريب دست زدند ولي آنچه را كه مردم مي فهمند به آن عمل خواهند كرد ودر بين اكثريت آنها خاتمي را فردي بدون اختيار كه عمده تصميم هايش را افراد وابسته فكري به غرب مي گيرند واو فقط مجري خوبي براي آنها بوده است نه براي ملت .
▪ بايد منتظر ماند و ديد اين كانديداتوري براي چند نفر تـكـليـــف خواهد شد !!!!!!
▪ انشاالله آقای خاتمی کاندید مشودو رأی بالایی می آورند.درضمن ازدست اندرکاران این سایت تقاضامی شود تا برای حضور آقای خاتمی درانتخابات آینده از مردم نظر سنجی کنندیا ازمردم بخواهندکه برای آمدن آقای خاتمی امضاء بدهند.
▪ *** ما بچه های اصلاحات چه بخواهیم چه نخواهیم باید این را بدانیم و به مردم و دوست و آشنا هم بفهمانیم که علیرغم اینکه همه میدانیم آقای خاتمی به عنوان رهبر فرهیخته اصلاحات بهترین گزینه برای کاندیداتوری اصلاح طلبان میباشد ولی مطمئنا در صورتیکه ایشان الآن کاندیداتوری خود را اعلام کنند اون موقع این اصولگرایان بی منطق ترسو که همیشه از اسم خاتمی و اصلاحات لرزه بر اندامشان می افتاده و می افتد و و نشان دادند که از خدا و قیامت هم خجالت نمیکشند و هرکاری که از دستشان بر بیاید میکنند بدترین فشارها و تخریبها رو به این سید عزیز و هم به احزاب و شخصیتهای اصلاحات خواهند آورد... بنابراین به نظر من و خیلی دیگر از دوستان بهتر است که ایشون تا دقیقه نود اصلا حرف از کاندیداتوری نزنند که انها (اصولگرایان) هم در این مدت زیاد تا انتخابات ریاست جمهوری برای تخریب و مقابله با ایشان کاری و برنا مه ریزی نکنند ودر عین حال یک کاندیدای مردمی و کارآمد دیگری (که به نظر من بهترین. مجربترین و اصلاحاتی ترین گزینه همین آقای دکتر عارف که 8 سال هم در دولت آقای خاتمی حضور داشتند و از یاران واقعی ایشان به حساب می آیند و لیاقتش را هم دارند و مهمتر اینکه بارها و بارها اعلام کرده اند که در صورت کاندیدا شدن آقای خاتمی به نفع ایشان انصراف میدهند میباشند) معرفی و کاندیدا شود تا فعالیتهای ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان به موقع شروع گردد و آقای دکتر عارف هم در این مدت مثل همین چند روز گذشته به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان به انتقاد از عملکرد دولت فعلی بپردازد و در برنامه ها و سخنرانیهای متعدد از اصلاحات و آقای خاتمی دفاع کند و زمینه را برای حضور مردم و رای به اصلاح طلبان آماده سازد و اینکه حداقل اصلاح طلبان از همین الآن کاندیدایی داشته باشند که آقای کروبی هم دیگه بهانه ای برای کاندیدا شدن نداشته باشد تا در موعد مقرر اگر انشاالله آقای خاتمی تصمیم به حضور گرفتند همه کارها انجام شده باشد و مشکلی در دقیقه نود پیش نیاید.... به خدا این بهترین راه مقابله با این اصولگرایان هست. مگه نه دوستان ؟؟؟
▪ محال است خاتمی رأی بیاورد.
من که هیچ وقت عقب نشینی های دولت ایشان را در عرصه های سیاسی و دیپلماتیک نظیر پرونده هسته ایران در برابر غرب فراموش نخواهم کرد. ▪ لطفا چاپ کنید... این چه حرف بی منطقیه که اصلاح طلبان میتوانند از یک اصولگرای معتدل (قالیباف) حمایت کنند!!! اولا که قالیباف به هیچ وجه نمیتواند از لحاظ فکری اندیشه و خط مشی یک اصلاح طلب باشد و اهداف اصلاح طلبان را برآورده سازد و اگر خدای ناکرده با حمایت اصلاح طلبان انتخاب شود 100% از احزاب گروهها و شخصیتهای اصولگرایان حمایت میکند و نه اصلاح طلبان. ثانیا مگه خود جبهه اصلاحات شخصیتهای برجسته و مردمی و کارآمد مثل: آقای خاتمی. آقای عارف. آقای هاشمی. آقای سید حسن خمینی و ... کم دارد که بخواهد از امثال قالیباف که یک نظامی صرف و نه یک مدیر متخصص و متعهد میباشد حمایت کنند بلکه اصولگرایان باید به خاطر کمبود و نداشتن شخصیتهای متخصص و موفق و مردمی رو به سوی شخصیتهای اصلاحات بیاورند. آخه این دیگه چه حرفی بود شما زدی! خواهشا دیگه هرگز از این حرفا نزن. آخه قالیباف هم شد...
▪ به نظر من از بین کاندیداهای احتمالی اصلاح طلبان: آقای میرحسین موسوی که چون هم سالهای سال است که از مدیریت اجرایی فاصله گرفته و از شرایط اجرایی امروز مملکت دور افتاده و سن بالایی هم داره و اصلا معلوم هم نیست که تائید صلاحیت بشه گزینه مناسبی نیست. آقای کروبی که اصلا حضورش به خاطر اینکه اصلا پایگاه مردمی نداره و همچنین بخاطر حرفها و انتقادات غیر معقولانه ای که حزب اعتماد ملی به آقای خاتمی و دوم خردادیها زده است برابر خواهد بود با شکست اصلاح طبان و آقای روحانی هم که اصالتا اصلاح طلب نیست و از یاران خاتمی به حساب نمیاد اصلا نمیتوانند برای اصلاح طلبان مفید باشند. بنابراین یا سیدمحمد خاتمی یا دکترعارف یا علی اکبر هاشمی
▪ موضوع تصاحب قدرت بایدازاذهان پاک شود باید هدف حفظ منافع ملی و خدمت به ملت شریف کشورمان باشد. کشور را مدیران لایق ومتخصص واهل فن
مدیریت، بایداداره کنند نه هرکسی که فقط تعهد گروهی دارد. متاسفانه جنگ برسر قدرت برای حفظ منافع گروهها باعث وضعیت کنونی جامعه ما شده ، وضعیت نامتعادل جامعه و افزایش روزافزون گرانی ها وعدم ثبات نسبی در افتصاد ، ناهنجاریهای اجتماعی ، عدم - توجه به حقوق حقه ملت نجیب ایران و بی عنایتی شهروندان به شان انسانی یکدیگر و... بزرگترین موانع را بر سر راه توسعه پایدار ایجاد کرده ومیکند.چرا کشورهای همسایه که روزگاری کاسه گدایی به سوی کشور ما دراز میکردند امروزه اینهمه در اموراقتصادی رشد یافتندکه متاسفانه امروزه مابلحاظ سوء مدیریت باید نیازمند عنایت آنان شویم . اگر مدیریت جامعه روند طبیعی و واقعی خودراطی میکرد و ما به جای اینکه آدمهای کلمه ایی وشعاری باشیم انسانهای محتوایی میشدیم قطعا" کشور ازثبات بهتری درامور اقتصادی وفرهنگی وسیاسی و... برخورداربود. *ممنون ازنظرخواهی شما* ▪ چیزی که مثل روز روشن است عملکرد خوب خاتمی در دوران رکود قیمت نفت و جلوه جهانی مطلوب ایران در دوره ایشان بود. در پایان دوره ایشان مردم تصوری خوب از وزارت اطلاعات و وزارت کشور داشتند. زمانی که قیمت نفت پایین آمد خاتمی گفت مردم باید ریاضت بکشند که آنچنان ریاضتی هم نکشدیم ولی احمدی نژاد در اوج قیمت نفت تورم را انکار میکند.
▪ روندي كه آقاي خاتمي دردوره گذشته طي كردبه جزبازشدن فضاي سياسي دراموراقتصادي نهايتامنجربه كاهش تورم به 12درصدشدكه متاسفانه آقاي احمدي نژادباردهرچه كه درگذشته به درستي طي شده بودبعدازسه سال تورم رابه30درصدرسانده است .به هرحال بنظرميرسدكه حتي كسانيكه به رئيس جمهورفعلي راي دادندياحمابت كرده اندبه اين نتيجه رسيده باشندكه دوره برخوردهاي چكشي بااموراقتصادي-اجتماعي -فرهنگي به سررسيده وبايستي ازتجربه ها ودستاوردهاي علمي جهان وگذشتگان خودمان براي ساختن ايراني شايسته وافتخارآميزتلاش كنيم .حال هركس اين راه وسبك مديريت راقبول داشته وسوابقي دراين نوع نگاه داردميتواندكشتي به گل نشسته ايران ابتداازآنچه دراين دوره به سرش آمده نجات داده وسپس براي آينده بهترآنرارهنمودنمايد:مي خواهدخاتمي باشديااسم ديگري!
▪ به خاطر ملت و به خاطر سرافرازی ایران عزیز برای ایشان آرزوی موفقیت و برای آنان که تنها با رویکردی دشمنانه نه انتقادی به توهین و تخریب ایشان می پردازند از خداوند طلب هدایت و نیز برآب شدن توطئه هایشان را دارم.
فراموش نمی کنیم در دوران آقای خاتمی همه با ایران و ایرانی چه با احترام برخورد می کردند. خداوند پشت و پناهشان هرچند معتقدم انقدر عوامفریبی بالاخص توسط رسانه پرتلاش صدا و سیما و ... طبق یک برنامه ریزی دقیق انجام شده است که به خاطر شهرستان ها هم که شده احتمال زیادی دارد که آقای احمدی نژاد مجدداً رئیس جمهور شوند. خداوند به همه ما آگاهی و ایمان عطا کند. ▪ این دوستان می خواهند تا دوباره خاتمی بیاید و شروع کند به بازی مقصر ها تقصیرها ؟ همش بگوید این نگذاشت آن دیگری نخواست و .... چقدر ما خودمان را گول بزنیم . کدام کار بزرگ را خاتمی کرد ؟ حتی یک کار را هم انجام نداد فقط تا توانست تقصیرها را به گردن این و آن انداخت و مردم را از حکومت دلسرد کرد . چه کسی برای خاتمی مشکل اقتصادی درست کرد ؟ چه کسی بر علیه خاتمی حتی با دشمنان مذاکره و برنامه ریزی کرد ؟ اما از آنجا که این گروه همواره دست پیش میگیرند که پس نمانند این دولت را به این صفت خودشان متهم می کنند . به این در سیاست می گویند فرار به جلو . دوران خاتمی و فرافکنی و ترس در مقابل دشمن و جسارت در برابر دوستان داخلی به سر آمده است . هیچ مسئولی در ایران باندازه احمدی نژاد در دنیا طرفدار و علاقمند نداشته است . اما ما خودمان تا می توانیم برایش سد آهنین درست می کنیم . بابا کمی هم ملی و فراجناحی فکر کنید .
▪ سلام
-نظر دیروز من رو در مورد ازدواج درج نکردید. - مشکل مردم ایران این است که فکر می کنند مشکل کشورشان ، فرد است. نه عزیز دل برادر . هر فردی که در مسند ریاست جمهوری قرار گیرد باز مشکل ایران حل نخواهد شد.مشکل اینجاست که عقلانیت اذن ورود به محفل نمی یابد. شما تا زمانی که قدر تنها نعمت بارزش خدا یعنی عقل را ندانید و به کارش نگیرید مشکلات لاینحل خواهند مانده اوضاع نیز روز به روز بدتر خواهد شد. امدن خاتمی شوری بود که به پا شد اما هزاران افسوس که به شعور نرسید. بزرگترین خطا خاتمی این بود که عقلانیت را تزریق نکرد و ساختارهای عقلانی تاسیس ننمود. در فرانسه مردم پس از جمهوری سوم به سرغ دیکتاتور ناپلئون سوم رفتند . اتفاقا کاش ان هشت سال نیز خاتمی همچنان وزیر مستعفی هاشمی می ماند. ای کاش احمدی نژاد زودتر از این رئیس جمهور می شد و ای کاش ریاست ایشان استمراز یابد. ▪ بنظر من با توجه به راي گيري در انتخابات مجلس و تشكل احزاب و همچنين با توجه به اينكه مجلس در يك سال آينده براي رضايت عموم نيز حركتهاي خوبي انجام خواهد داد لذا طيف راي گيري ها بسوي اصول گرايان سوق پيدا مي كند لذا اگر آقاي خاتمي كانديد نشود بهتر است چون احتمال راي اوردنشان 20% ميباشد . آقاي احمدي نژاد 8% و قاليباف 32% و لاريجاني 40 %
▪ من مطمئن هستم خاتمی اکر بیاید 40 میلیون رای می آورد به امید آن دور عظیم
▪ انشااله که می آید تا شاید نور امیدی در دلهای پژمرده مان ایجادشود .تاشاید دوباره آن روی زیبای منش و رفتاراسلامی ایرانیان به دنیا نمایانده شود.انشااله
▪ خدا وکیلی اینها هم شد اظهار نظر؟؟؟ مردم هر دوره به یکی رأی میهند اما بعد چند سال از اون بد میگویند و میروند سراغ کس دیگر. ولی دوباره بر میگردند سراغ همون نفر اول
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش شهروند امروز : عباس پاليزدار كه از او به عنوان يك عضو جبهه اصولگرايان نام ميبرند، به علت ايراد يك سخنراني جنجالي بازداشت شد. پاليزدار ماه گذشته در يك سخنراني جنجالي در ميان دانشجويان اصولگراي دانشگاه همدان، اتهاماتي را متوجه فعاليت اقتصادي سران جمهوري اسلامي و روحانيون بلندپايه آن كرده بود. به ادعاي او برخي از روحانيون فعاليتهاي اقتصادي كلان دارند و قوه قضائيه نيز با آنها مماشات ميكند. اين سخنراني با وجود آنكه ماه گذشته بيان شده بود، اما هفته پيش از سوي سايتهاي اينترنتي منتشر شد كه بلافاصله بازتاب وسيعي يافت اما روزنامههاي چاپ تهران از انتشار سخنان او پرهيز كردند. اتهام پاليزدار «اخلال در امنيت ملي» است. او در سخنان خود از آيتالله محمد يزدي و فرزندش حميد يزدي، آيتالله امامي كاشاني، واعظ طبسي و فرزند او ناصر، ناطق نوري، حبيبالله عسگراولادي، نعمتزاده معاون وزير نفت، محسن رفيقدوست، حسين دينپرور، معزي، علي فلاحيان وزير سابق اطلاعات، آيتالله علمالهدي امام جمعه مشهد، محمدتقي مصباحيزدي روحاني بلندپايه قم و حامي دولت، آيتالله مكارم شيرازي، هاشمي رفسنجاني و فرزندان دختر و پسر او نام برده بود و تاكيد داشت اين افراد فعاليتها و تخلفات اقتصادي دارند كه قوه قضائيه با آنها برخورد نميكند. او در ادامه اتهامات خود، از هاشمي شاهرودي رئيسقوه قضائيه نيز گلايه كرده و همين روابط را عامل آن دانسته بود كه پرونده مفاسد اقتصادي عليرغم تلاش احمدينژاد، نميتواند پيش برود. از ديگر سو پاليزدار تاكيد ميكند كه سقوط دو هواپيمايي كه در آن رحمان دادمان، وزير راه دولت خاتمي و فرماندهان سپاه همچون شهيد كاظمي در آن بودند، عمدي بوده. انتشار اين سخنان، از آنجايي اهميت يافت كه اولين بار سايت تابناك، پاليزدار را از جمله حاميان محمود احمدينژاد دانسته بود و يادآور شده بود كه او عضو ستاد انتخاباتي «رايحه خوش خدمت» بود. پايگاه خبري رجانيوز كه توسط حاميان دولت احمدينژاد راهاندازي شده است، به اين خبر واكنش نشان داد و با تاكيد بر اينكه «سايت اينترنتي وابسته به محافل بدنام اقتصادي كه سابقه لوث كردن پروندههاي بزرگ مفاسد اقتصادي را دارد» از وابستگي عباس پاليزدار به مركز پژوهشهاي مجلس كه رياست آن بر عهده احمد توكلي نماينده مجلس است، خبر داد. از ديگر سو اخبار ديگر حاكي از آن بود كه پاليزدار عضو كميته اجرايي هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه نيز بوده. پس از انتشار وابستگي پاليزدار به مركز پژوهشهاي مجلس، سايت الف كه توسط حاميان احمد توكلي منتشر ميشود، وابستگي او به اين مركز را تكذيب كرد و بلافاصله ليست انتخاباتي رايحه خوش خدمت براي انتخابات شوراهاي شهر و روستا را منتشر كرد كه نام پاليزدار در كنار حاميان احمدينژاد قرار گرفته بود. در اين مدت، يك جنگ الكترونيكي بين سايتهاي اصولگرا درگرفت تا هر كدام از آنها انتساب پاليزدار به خود را انكار كنند. بدينترتيب اصولگرايان يك بار ديگر تلاش كردند، اعضاي خود را به دليل اظهارات ناسنجيده از خود طرد كنند. مسعود زريبافان وابستگي پاليزدار را به حاميان دولت رد كرد و مهرداد بذرپاش نيز چنين كرد. اين اتفاق پيشتر نيز رخ داده بود. چنان كه مدير سايت نوسازي نيز كه از جمله سايتهاي حامي دولت بود، پس از توهين به سيدحسن خميني، مورد شماتت و سپس طرد سران اصولگرا و خصوصا حاميان دولت قرار گرفت. اين اتفاق نيز از سوي اصولگرايان بهگونهاي ديگر براي خانم فاطمه رجبي رقم خورده بود. او نيز به علت انتقاد از سران اصولگرا مانند حداد عادل، قاليباف، توكلي، رضايي و... شماتت شد و سپس سايتش توسط خود اصولگرايان فيلتر شد. از ديگر كساني كه ميتوان نام برد، حسن عباسي است. فردي كه در كسوت «استاد دانشگاه» به صداوسيمادعوت ميشد و سخنرانيهاي جنجالي داشت، به علت يك سخنراني در جمع دانشجويان و انتقاد از فساد اقتصادي برخي مديران جمهوري اسلامي، ممنوعالتصوير و سپس تا مدتي ممنوع از سخنراني شد. با اين حال از آنجايي كه هميشه بايد سخن از اصلاحطلبان در ميان باشد و اتهاماتي نيز متوجه آنها شود، روزنامه كيهان به نقل از منابع موثق خود از «طراحي اين پروژه عمليات رواني در يكي از محافل افراطيون مدعي اصلاحات» خبر داد و دليل آن را نيز اين دانست كه پاليزدار در سخنان خود از «افراد معلومالحال وابسته به افراطيون ساختارشكن» نام نبرده است. بعد از اين خبر بود كه خبرگزاري فارس، در يك گزارش مفصل و اختصاصي، از بدهي 63 ميليارد ريالي او به بخش بانكي خبر داد و پرونده تخلف اقتصادي پاليزدار را منتشر كرد و يادآور شد كه او مدير شركت لبنياتي ورامين بود كه از سال 74 تا 83 بيش از 5/33 ميليارد ريال از يكي از شعب بانك ملت در تهران تسهيلات دريافت كرده اما نپرداخته است. البته عباس پاليزدار در اقدامي عجيب با راديو فردا و سپس صداي آمريكا مصاحبه كرد و مدعي شد كه با سند و مدرك حرف زده است. او حتي ازآيتالله هاشمي شاهرودي نام برد و تعريضي به وي مدعي شد كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت شاهرودي قرار دارند.» اكنون پاليزدار در زندان بسر ميبرد و بازجويي از او توسط مأموران امنيتي آغاز شده است.
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بد نبود خودت هم ميرفتي داخل هيات (خنده). بله! با خودم گفتم چقدر جالب است. به من گفتند جانباز 70 درصد هستي اما هم از دانشگاه اخراج شدم و هم حقوقام قطع شد. منظورم اين است كه در تخصيص منابع، پول را جايي هزينه ميكنند كه ميدانند مدافع نهايي آنها خواهند بود. ربط اين مسئله با نفت اينجا است که مازاد بر آنچه به کارمند ميدهند، ميتواند در اين سيستم توزيع شود. به هرحال درآمد نفتي ما اگر بيشتر نشود، کمتر نخواهد شد و عامل نفت حتما در آينده مقوم اين شرايط است. مشکل ما اين است كه چون اصلاحطلبان عضو طبقه فرمال(رسمي) و مقابل لمپن پرولتاريا هستند کارشان سخت ميشود. البته اگر طبقه فرمال هم وجود داشت چون اصلاحطلبان تشکيلات و قدرت بسيج اجتماعي ندارند بازهم جواب نميداد. از اين بحث اگر بگذريم، دو عامل باقي ميماند، يکي عامل خارجي و ديگر ساخت سياسي. تاثيرگذاري اين دو عامل را چگونه ميبيني؟ درباره عامل خارجي گفته ميشود كه تا وقتي بوش سركار است، اتفاقي نخواهد افتاد. من هم معتقدم كه بوش به دليل مسئله هستهاي اقدامينخواهد كرد. اما امكان دارد كه به خاطر عراق يا داستاني مثل ملوانان انگليسي اقداميانجام دهد. ممکن است هر اتفاقي بيفتد اما اکنون مذاکرات اسرائيل و سوريه اطميناني را در جهت ثبات نسبي منطقه به آمريکا ميدهد. در داستان لبنان هم مهم اين نيست که چه توافقي حاصل ميشود مهم اين است که هرکسي که زير قرارداد بزند بازنده است. به هرحال بهانه پيدا کردن در عالم سياست خيلي سخت نيست. آيا گمان نميکنيد که پس از حل کردن اين دو بحران،ممکن است مشكلات ما با عامل خارجي تا چند ماه ديگر افزايش يابد؟ بله، آنها دنبال همين هستند. لبنان که حل شد. عراق هم که قرارداد را امضا کند حل ميشود.در بحران سوريه هم که ميخواهند جولان را منطقه غيرنظاميو تبديل به پارک کنند تا عربها و يهوديها در آن بگردند. مالکيت اما براي سوريه باقي ميماند. چيزي شبيه منطقه سوم يا چهارم سينا ميشود. بله، آن هم منطقهاي غيرنظامياست. در مورد جولان هم كه سوريه قبول کرده است. آقاي سيستاني هم که راجع به اين قرارداد گفتند که اگر مردم عراق راي دهند ميپذيرند.در آنجا کردها راي ميدهند، شيعيان هم که بعيد است بعد از اين سخن آيتالله سيستاني که مسئله را به خود آنها ارجاع داده است، راي ندهند. مالکي قبول دارد. سنيها هم قبول دارند. بنابراين پس از حل اين مسائل آنها ممكن است توجهشان به ايران بيشتر شود. اگر از عامل خارجي هم بگذريم، به نظر شما اکنون در ساخت سياسي چگونه ميتواند تغييري ايجاد شود؟ در داخل ساختار سياسي فقط يك مشكل درمقابل دولت است و آن هم روحانيون هستند. فشار به روحانيت از جانب مردم بالا است. آيا واقعا روحانيت ميتواند برمبناي راي مردم به ساختار سياسي فشار بياورد؟ آيا چنين اميدي واقعبينانه است؟ روحانيت پايگاه مردميدارد و فشاري كه به مردم وارد ميشود، عينا به روحانيت منتقل ميشود. مردم براي تظلمخواهي و شكايت به روحاني محل مراجعه ميكنند و روحاني هم وظيفه دارد كه آن را به مراجع منتقل كند. اكنون اگر به ديدن مراجع قم بروي همه از گراني گله ميكنند. ببين آقا سعيد، آقاي خاتميهم وقتي رييس جمهور بود و به ديدار آنان ميرفت، برخي از روحانيون جلوي او حرفهايي ميزدند اما در جاهاي ديگر حرف ديگري ميزدند.براي آنها مسئله آلترناتيو مهم است که چه کسي ميرود و چه کسي ميآيد. زمان خاتميميگفتند كه مشكل ما بيحجابي و يا وزارت ارشاد است. الان اما ميگويند مشكل گراني است. ميگويند كه دولت نميتواند اوضاع را سروسامان دهد. مثلا ناطق نوري بهتر است. گرايشهاي جديد در حوزه به روي ناطق مثبت است. آيا ما کل وضعيت سياسي را به يک فرد تقليل ميدهيم؟يعني اگر يک فرد برود و ديگري بيايد همه چيز درست خواهد شد؟ نه! ميگويند كه احمدينژاد نماينده راست راديكال است و ناطق نماينده راست محافظهكار. دعوا ميان روحانيت و نيروهاي نظاميبر سر تقسيم منابع است. منابع را ديگري مصرف ميكند اما روحانيت بايد به مردم جواب دهد. ببين من ميخواهم بگويم اتفاقي که دارد ميافتد از يک مشكل ساختاري حكايت ميكند، اما سخنان تو دعوا را به يک فرد تقليل ميدهد. از شما ميپرسم كه آيا اين نظر من درست نيست؟ آيا آثار آن را نميبينيد؟ خيلي اميدي ندارم که روحانيت بتواند و يا بخواهد که قدمي به سوي اصلاح ساختار بردارد. اگر به جامعه روحانيت مبارز بروي خيلي حرفها را ميشنوي. بله! شما اگر با تک تک آنها بنشيني حتي از ناطق هم ميگذرند و به خاتمينزديک ميشوند. در اين مشکلي نيست. ولي آنچه براي ما مطرح است، چيزي است که در بيرون بيان و عمل ميشود.حال بادرنظرگرفتن مجموعه اين صحبتها يک سئوال باقي مانده است. ما درباره سناريوهايي که ميتواند رخ دهد صحبت کرديم، از جمله اينکه يک دعواي خارجي رخ دهد يا همين وضع ادامه پيدا کند و يا همين فرآيند تشديد شود تا زودتر نتيجه مشخص حاصل شود صحبت کرديم. اکنون يکسري احتمالاتي براي بعضي از اين سناريوها وجود دارد. بهينه کردن رفتار ما هم اين نيست که ذهني و انتزاعي با اين احتمالات برخورد کنيم. از اين رو بايد ببينيم که کدام راهكار که البته نزديکتر به ديدگاهها و ارزشهاي اصلاحي باشد را ميتوانيم محقق کنيم. به نظر شما اصلاح طلبان بايد در ميان اين سناريوها و احتمالات و با درنظر گرفتن وضعيت و ارزشها و ديدگاههاي خود کدام را تقويت کنند؟ براي انتخابات بعدي؟ من منظورم تنها انتخابات نيست. در کليت صحبت ميکنم. بهينهترين سياستي که در وضعيت کنوني با توجه به شناخت تمام جوانب پيشنهاد ميکني چيست؟ اصلاحطلبان تاکنون چند تا حرف زدهاند. يكي اينكه ميخواهند كميبه سمت راست بچرخند. يکي از مشکلاتي هم که وجود دارد همين است. اينکه به سمت راست ميکشند به اين معني است که خودشان تغيير پيدا ميکنند يا اينکه ميگويند ما اين هستيم ولي از راست حمايت ميکنيم. با عنايت به مقدورات و محدوديتها عمل ميشود. استراتژي كه از خلاء نميآيد. نه ببين! گاهي ميگويم که من تفکراتم اين است اما در شرايط فعلي از فلان فرد يا گروه حمايت ميکنم و هيچ ايرادي ندارد. اما گاهي تفکر خود را تغيير ميدهند و ميگويند که بايد جور ديگري فکر کنيم. آنها ميگويند كه با عنايت به شرايط فعلي بايد تصميم گرفت. به خصوص شنيدهام كه در بين كارگزاران گفته شده كه بايد به سمت روحانيت برويم و فردي كه بتواند راي بياورد را مطرح كنيم. مثلا گفتهاند ناطق كانديداي خوبي است. اول اينكه در قدرت نيست و دوم هم اينكه به اين سمت متمايل شده است و سوم اينكه ناطق دعواي ميان روحانيت و نظاميان را عميقتر ميكند. همين حمايت از ناطق گمان نميکني که در چارچوب داخلي ساخت سياسي، آن گروه را تضعيف کند؟ اين حرف را كارگزاران ميزنند. مهم تفسيري است که ساخت سياسي از حرف آنها به دست ميدهد. به نظر من بخشي از دولت جديد بيشتر از آنکه فقط بخواهد اصلاح طلبان را بيرون کند، به دنبال جمع كردن بساط تفکر کارگزاري است. بالاخره هاشميهنوز بخشي از قدرت ايران و عضو جامعه روحانيت است. ناطق هم عضو همين مجموعه است. طبيعي است كههاشميلولاي دو طرف ميشود. چون اگر خودش بيايد، راي نميآورد. وقتي که خودش راي ندارد، حمايت عوامل پايينتر از خودش هم مشکل ساز ميشوند. اين ديگر وراي نظرگاهي است كه مطرح شده است. اين وسط تنها بحث هاشمي و ناطق مطرح نيست. بحث قم و مهدوي كني هم مطرح است. آقاي مهدوي که مشهور به صراحت لهجه است وقتي درباره احمدينژاد حرفي در دانشگاه امام صادق زد وحتي مکتوب هم شد، فورا آن را تعديل کردند. آقاي مهدوي يک آدم بسيار روحانيتگرا است و نبايد مثلا احمدينژاد موقعيتي جدي در صفحه تفکر او داشته باشد. اما به سرعت حرف خود درباره وي را تعديل ميکند. حال شما چگونه فکر ميکنيد که اين جريان فردا جلوي اين جماعت ميايستد؟ آقاي مهدوي كني در دوم خرداد از ناطق جوري حمايت كرد كه گويي خيلي به او نزديك است. البته يك ديدگاه ديگر هم در اصلاح طلبان وجود دارد و آن حمايت و مطرح كردن خاتمياست. گير و پيچ اين ديدگاه را چه ميدانيد؟ شايد به خاتميتوصيه شود كه نيايد و اگر نيايد آنگاه 10 كانديداي اصلاح طلب ظهور ميكنند. فرض کنيد به او نگويند که نيايد. و او هم بيايد آنگاه چه اتفاقي ميافتد؟ ميگويند خاتمي بيايد در مقابل احمدينژاد راي دارد. شما هم همين اعتقاد را داري؟ مشكل برگزاري يك انتخابات سالم است. پس هيچ راه اثبات و ردي براي آن وجود ندارد؟ هنوز نه. راهبرد ديگر چيست؟ راهبرد ديگر اين است كه اصلا در انتخابات مشاركت نكنيم. يك راهبرد هم ميگويد كه پشت سر يك آدم قوي و پايه كار كه مثل خاتمي هم نباشد بايستيم. مثلا چه كسي؟ عبدالله نوري. دانشجويان و تحريميها هم پشت سر او ميآيند. اگر هم ردصلاحيت شد ميگوييم كه در انتخابات شركت نميكنيم. اگر هم در صحنه باقي ماند كه همه دوم خرداديها و تحريميها بسيج ميشوند. پيشنهاد شما دراين باره چيست؟ فکر ميکنيد کداميک محتملتر است و امکان انجامش وجود دارد. شما کدام راهبرد را توصيه ميکنيد؟ الان نميدانم. اما هيچكدام را رد نميكنم. بايد چند ماه بگذرد تا ببينيم كه آيا ائتلاف ميشكند يا نميشكند. ممكن است با تقابل هركدام از اين راهبردها ائتلاف بشكند. نميتوان منتظر ماند چون گروههاي اصلاحطلب اکنون درحال تصميم گيري هستند. عوض کردن تصميم هم هزينه دارد و با گذشت زمان امکان تغيير در تصميم هم کمتر ميشود. به اين ترتيب شما هيچکدام از راهبردها را توصيه نميکنيد؟ براي من ائتلاف مهمتر است. يعني هيچکدام از راهبردها را رد هم نميکنيد؟ فعلا نه. فرض ما ممکن بودن يا غيرممکن بودن آن نيست. فرض اين است که ائتلاف چه بشکند و چه تحقق پيدا کند در خلاء و انتزاع امکان شكلگيري ندارد. بحث اين بود که شما به عنوان يک فعال سياسي ترجيح خود را در اين مسئله بيان کنيد. به نظر ميرسد ترجيح شما شکل گرفتن و باقي ماندن ائتلاف است؟ من اکنون نميدانم نظر ائتلاف چيست. مثلا سر ناطق ممکن است ائتلاف بشکند. سر عبدالله نوري هم ممکن است بشکند. سر خاتمياحتمالا نميشكند اما گير دارد. هرکدام معايب و منافع خاصي دارد. پس راه خاصي را پيشنهاد نميکنيد؟ من تصميم گير نيستم. نميگويم که شما تصميم گير هستيد. اماشما به عنوان تحليلگر ميتوانيد راهي را پيشنهاد كنيد كه ديگران هم به آن احترام ميگذارند و درباره آن تامل ميکنند و کوشش ميکنند که آن را تئوريزه کنند. الان نگويم بهتر است. چون حزب نظر علني و شخصي را ممنوع كرده است. من البته مخالف انضباط حزبي نيستم اما گاهي يک آدم عادي حزبي نظري ميدهد و زماني ديگر شخصي که انتظار ميرود درباره مسئلهاي موضع شخصي تحليلي هم داشته باشد. فکر نميکني که اين سكوت اجباري بيش ازحد محدود کردن است؟ ميتواني صريح نظرت را نگويي اما مباني آن را بگويي.اينکه بگويي نظر نميدهم براي ديگران سئوال ايجاد خواهد کرد؟ چرا؟ به اين دليل که رعايت اين مقدار از انضباط حزبي را از شما نميپذيرند. من هم عضو حزب هستم و تصميم براين بوده که نظر شخصي ندهيم. اما انتظاري خاص از شما وجود دارد و به علاوه همه هم يکسان نيستند . افراد با هم تفاوت دارند. بله، مثلا اگر تو جاي من بودي حتما ميگفتي. آيا هواداران يک حزب نبايد بدانند که در يکسال آينده اين حزب کدام مسير را طي خواهد کرد؟ آن هم دو مسيري که 180 درجه تفاوت دارد؟ از آن طرف برخي اعضاي مشاركت ميگويند که ما بايد فراکسيونيسم را تقويت کنيم اما در نهايت هر تصميم که گرفته شد رعايت شود. اما وقتي همه اعضا را از نظر دادن منع ميکنند به اين معنا است که اصلا تمايلي براي به چالش گذاشتن مسئله ندارند و اين در تقابل با فراكسيونيسم و تقويت آن است. اما در دفتر سياسي چالش داريم. چالش در بدنه حزبي مهم است نه در شوراي مرکزي و دفتر سياسي. آنجا بايد انعکاسي از خواستههاي بيرون باشد. آنجا هم يك بحث مطرح ميشود و چالش ايجاد ميشود. ولي چالش در بدنه و جامعه با چالش در دفتر سياسي و راس هرم حزبي فرق دارد. حالا نظر تو چيست؟ تو چه ديدگاهي ميتواني در اين شرايط داشته باشي؟ من نظرم را ميگويم. من معتقدم که الان زمان، زمان امتناع تصميمگذاري اصلاحطلبان است. هر عملي هم که انجام دهند تاثير مخرب آن بيشتر از تاثير مثبت آن است. بهترين دليل هم سال اول مجلس هفتم بعد از روي کار آمدن دولت جديد است. بهترين کار اين است که به خودشان بپردازند و اصلا هم اصرار بر حضور در انتخابات نداشته باشند. حتي خيلي هم اصرار ندارم که کانديدايي را انتخاب کنند که مطمئنا ردصلاحيت ميشود. از طرف ديگر امکان آن هم وجود ندارد که کساني که از فضاي مشارکت در انتخابات سخن ميگفتند بروند و از امثال عبدالله نوري دفاع کنند که رد شدنش در شرايط كنوني قطعي است. اين تغيير مشي و كانديدا كردن امثال وي هم البته تغيير جالب و پذيرفتني نيست. بنابراين اين راهبرد را بايد کنار گذاشت. راهبرد خاتميهم از اساس به دو دليل شکست خورده است. همانطور که شما هم گفتيد اگر ببينند خاتميشانسي دارد به او ميگويند نيا. خيلي اصرار کند ممکن است شوراي نگهبان "ان قلتي" وارد کند و بعد با حكم حكومتي وارد شود. اگر هم احساس اين باشد که شانسي ندارد خوب خيلي صورت خوبي ندارد که وارد رقابتي بشود که شکست اش قطعي باشد. ضمن اينکه من شخصا عقيده ندارم که راي دارد. البته تمام حرفهاي من با فرض امروز است. حمايت از يک کسي مثل ناطق و يا قاليباف در جناح راست هم... قاليباف نه. دعوا و شكاف ميان روحانيون و حاميان دولت است. به هرحال اين گزينه هم پذيرفتني نيست. اصلاحطلبان نميتوانند از ناطق حمايت کنند. ناطق دوتا گير در رقابت با احمدي نژاد دارد. اول اينکه يک روحاني است و دوم اينکه يک بار سابقه شکست دارد و بازسازياي که شما از ايشان سخن ميگوييد در ذهن مردم نيست بلکه در ذهن نخبگان است آن هم اندكي از نخبگان. ضمن اينکه اين بازسازي عميق نيست و صرفا در تقابل با سياستهاي موجود است و چه بسا اگر اين سياستها کنار رود آن گذشته هم بازگردد. بنابراين حرف من اين است که بود و نبود اصلاحطلبان کمکي به ناطق نميکند. چون کساني از اصلاحطلبان که امکان بسيج مردميدارند پشت سر ناطق نميآيند و آنها هم چه بسا علاقهاي به حمايت اصلاح طلبان نداشته باشند. پس تمام راهبردهاي اصلاح طلبان اشکال دارد. تنها راهبرد صبر، سکوت نسبي، بازسازي خود و قوام تشكيلاتي و نگاه انتقادي به گذشته و انتظار براي آنها باقي ميماند. انتظار به اين دليل مهم است که اين شرايط مطلقا پايدار نيست. هدف صبر و سکوت و انتظار، انفعال نيست بلکه بازسازي اصلاحطلبان است. من اصلا معتقد نيستم که بايد از ناطق حمايت کرد. شايد اشتراکاتي در دورههايي وجود داشته باشد اما حمايت بيمفهوم است. اصلاح طلبان بايد اعتماد و تشکيلات و نظم خود را در جامعه بازسازي کند و با عجله دويدن در ميدان سياست به نظر من جواب نميدهد. فکر کنم که سعيد هم با اين پيشنهاد صبر و سکوت موافق است، فقط از او خواستهاند که نگويد! سکوت تا چه زماني بايد ادامه داشته باشد؟ زمان مشخص نيست. اوضاع كنوني مثل حرکت کردن روي بند است. يک اتفاق درباره نفت ميتواند کل اوضاع را به هم بريزد. يک بحران داخلي ميتواند اوضاع را تحتالشعاع قرار دهد. يک تنش کوچک خارجي ميتواند مسئلهساز شود. اينگونه نيست که جامعه هيچ واکنشي نشان ندهد.وضعيت جامعه چون ناپايدار است در برابر هر اتفاق کوچکي ميتواند يک واکنش پيشبيني نشده از خود بروز دهد. به حديث امام علي(ع) ارجاع ميدهم که فرمودند در شرايط ويژه مثل شتري باش که نه سواري ميدهد و نه شير . من حس ميکنم که در چند انتخابات اخير اصلاحطلبان هم سواري دادند و هم شيرشان دوشيده شده است. بهتر است آيه "ولاتقفوا ليس لک به علم" را ذكر كني. درست است. درواقع اين بهتر است که جايي که به آن علم نداري دست نگهداري و به آنچه علم داري عمل کني.آنچه اکنون اصلاحطلبان علم دارند اين است که خودشان را بازسازي و تقويت کنند، نه به اين خاطر که دانشي وجود ندارد بلكه به اين دليل که افق ايران اکنون افق روشني نيست و من شايد بتوانم به صفت شخصي پاي در اين افق ناشناخته بگذارم اما حق ندارم جامعه را دنبال خودم بکشم. حرف من اين است که فعلا همه حرفها را زدهاند و بايد صبر کرد. مباحث استراتژيك هميشه تكرار ميشود
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عباس عبدي و سعيد حجاريان را در دفتر شهروند پذيرا شديم. پيش از ظهر يك روز بهاري آن دو را دعوت كرديم و وظيفه خويش را بر دوش عبدي گذاشتيم تا او مصاحبه كننده باشد و حجاريان مصاحبه شونده. مانيز در كنار ، شنونده اين گفت و گو باشيم. موضوع را ما انتخاب كرديم : چه بايد كرد؟ مدتي است كه در خيابان، کساني که احيانا من را ميشناسند بعد از سلام و عليک ميپرسند که آقاي عبدي «آخرش چه ميشود؟» اين سئوال براي همه مطرح است و البته يک نکته کليدي در آن وجود دارد. گويي سئوالکننده غايب و در موضع انفعال است.نکته کليدي ديگر هم اين است که به نظر ميرسد آينده براي همه نامعلوم است. البته تکرار اين سئوال به نظر من اتفاقي نيست و بيپاسخ گذاشتن آن هم راهي را براي ادامه بحثهاي ديگر باز نميکند. حالا آقاي حجاريان چون شما در خيابان راه نميرويد من اين سئوال را به نيابت مردم از شما ميپرسم که بالاخره چه ميشود؟ تصور شما از آينده چيست؟ از من هم اين سئوال به كرات پرسيده ميشود. همين موج است كه گرايشهاي انتظار به موعود را دامن زده است. بعضيها به اميد يك دست غيب هستند. برخي ديگر اميد دارند كه در انتخابات بعدي يك كانديدايي پيدا شود كه وضعيت را تغيير دهد. مشكل از اينجا ناشي ميشود كه همه چيز به معيشت مردم گره خورده است. مردم منتظر هستند كه فشارهاي معيشتي كمتر شود اما هر روز با افزايش آن مواجه هستند.نهايتا هم فشار معيشتي است كه مردم را واميدارد تا بپرسند چه ميشود؟ از طرف ديگر دولت هم پيشتر وعدههايي را داده بود كه هنوز محقق نشده و نوعي حرمان و عسرت را دامن زده است. بخشي هم به احساس ناامني مربوط ميشود. مردم از آينده خود هيچ تصويري ندارند و احساس ناامني ميكنند. درواقع به قول فرنگيها اكنون "سيستم غارت" وجود دارد. وقتي فرد در معرض غارت قرار ميگيرد، به دنبال يك مأمن ميگردد. اينجاست كه شرايط براي ظهور يك مستبد فاشيست مهيا ميشود. البته دولت كنوني نه توان تامين امنيت را دارد و نه توان كنترل تورم را. وضعيت كنوني ما حاكم شدن نوعي هرج و مرج است. اوضاع حسين قليخاني است. ببين آقا سعيد، چند نکته را بايد ازهم تفکيک کرد. اول اينکه چرا اين وضعيت وجود دارد. من به عامل اقتصادي که شما طرح کرديد شک دارم. به اين علت که ما در سالهاي 73 و 74 تورم شديدتري داشتيم اما اين حس در جامعه وجود نداشت و يا حداقل به شدت کنوني نبود. ديگر اينکه فرض کنيد آن مستبدي هم که شما از آن سخن ميگوييد، بر سرکار بيايد. اما او که ديگر ديکتاتور نيست بلکه حاکم دموکراتي است که همه از عقلانيت او استقبال ميکنند. اگر همين الان شخصي پيدا شود و تورم را مهار کند که ديگر حرف و شکايتي باقي نميماند. مستبد کسي است که به نظر و راي ديگران اهميت نميدهد اما اگر هم اکنون دولت موجود معضل اقتصاد را حل کند گمان نميکنم عموم مردم چندان با آن مخالفت كنند. اما از اين دو مبحث هم اگر بگذريم سئوال اين است که فارغ از اينکه شما يک فعال سياسي باشيد، چه سناريوهايي را براي آينده کوتاه مدت 3 و 4 ساله جامعه پيشبيني ميکنيد؟ آن سالهايي كه تو در مثال ميگويي در مقايسه با امروز، آنقدرها هم فشار اقتصادي روي مردم نبود. من نديدم كه مردم اينقدر مستاصل باشند. شما نديديد يا مردم اين حس را نداشتند؟فشار وجود داشت و سئوال من اين است که چرا اکنون اين حس به وجود آمده و مسئله مهم هم همين است. مردم در آن زمان اين حس را نداشتند و اكنون دارند. چون اكنون دولت دارد متلاشي ميشود. كابينه ازهم پاشيده است. به قول همايون كاتوزيان دولت كلنگي شده است. اكنون چندماه از سال گذشته ولي هنوز مشخص نيست كه چند درصد به حقوقها اضافه شده و يا بهره بانكي چقدر شده است. اصلا چشماندازي براي آينده وجود ندارد. در اين شرايط ديگر سنگ روي سنگ بند نميشود. اين از علايم آخرالزمان است. گويي درهاويه افتادهايم. بايد اضافه کنيم که درآمدهاي نفتي هم انتظارات را بالا برده و مجموعا فقط تورم در اين وضعيت دخيل نيست و درواقع هيچ چشماندازي وجود ندارد و اوضاع بدتر هم ميشود. چشمانداز تاريک است. درآمدهاي نفتي هم اين مسئله را تشديد كرده است. دچار نوعي بيآيندگي شدهايم. حال به عنوان يک ناظر ايراني و نه يک فعال سياسي در کوتاهمدت که منظور از کوتاهمدت هم يک دوره چرخش قدرت 3 يا 4ساله است، چند سناريو را در اين کشور محتمل ميداني؟ ميخواهيم از دل بيان اين سناريوها، بفهميم که احتمالات کداميک بيشتر است و کدام را ميتوان تقويت کرد. معمولا در اين شرايط محتملترين گزينه، تصور وضعيت موجود است. درست است فرض اوليه و محتمل ما چيزي است که وجود دارد. اما چون وضع موجود از پايداري برخوردار نيست و اوضاع مرتب بدتر ميشود و اين توان را ندارد که حتي خود را به صورت حداقلي اصلاح کند، بنابراين نميتوان انتظار داشت که اين وضع درکوتاه مدت تداوم پيدا کند. بايد ببينيم كه چه عواملي باعث تغيير ميشود. زماني مردم مثلا در اعتراض به افزايش كرايه در اسلامشهر شورش ميكنند اما اين شلوغي فايدهاي ندارد. اينها عوامل گذرايي است كه رفع آن براي حكومت مشكلي ندارد. درواقع اينها عوامل پيشبيني نشده است. اما در جامعه امروز ما و در بستر واقعيت و نه در فرض ايدهآل، نيروهاي سازماندهي شده منتقد که امکان تاثيرگذاري آنها از راههاي قانوني و مشارکت عموميو يا انتخابات وجود دارد، تا چه ميزان امکان دخالت در تغيير اوضاع را دارند؟ خودشان ميگويند كه اگر ائتلافي جامع از نيروهاي اصلاحطلب تشكيل شود و بخشي از راست هم حضور داشته باشد، امكان تغيير وجود دارد. ببينيد مراجع و ائمه جمعه از طرف مردم تحت فشار هستند. از آن طرف آقايهاشميهم تماميروحانيون سنتي از واعظ طبسي گرفته تا مهدوي كني را با اين هدف كه در انتخابات آينده وضعيت به هم بخورد جمع كرده است. اين پاسخ به سئوال من نيست، چون شما درباره وضعيتي ديگر توضيح دادي اما ما درباره امروزصحبت ميکنيم که چنين اتحادي وجود ندارد و گمان نميکنم که در کوتاهمدت هم شکل بگيرد. ببين منظور من نهضت آزادي و ملي - مذهبيها و جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين است که رسيدن اينها به يک ليست واحد با جامعه روحانيت از محالات است. يك ليست نه، منظور يك فرد است. حتي يک فرد هم به اين سهولت نيست. اکنون اين طيفي که بيرون رانده شدند آيا ميتوانند از نظر فعاليت سياسي و مدني در شرايط کنوني تاثيرگذار باشند؟ البته به اين کار نداريم که خودشان چه ميگويند. الان كه مشخص است نميشود. انتخابات مجلس نشان داد كه نميشود. بنابراين به اعتقاد شما در شرايط کنوني به لحاظ فعاليت مدني و سياسي و حتي فعاليت سياسي رسميآنها نميتوانند تاثيرگذار باشند. خود دولت گفته كه سال سختي را درپيش داريم. مشخص نيست كه وضعيت در آخر سال چگونه خواهد بود. شايد آن زمان مطالبات گستردهاي مطرح شود. هنوز به آن مرحله نرسيدهايم. ممکن است خيلي اتفاقات بيفتد. از اينكه بگذريم، يک عامل ديگر هم اقتصاد و پول نفت است.اين عامل را تاچه ميزان متغيري تاثيرگذار ميداني؟ مقدار زيادي از پول نفت خرج سوبسيد شده است. اوضاع امروز ما شبيه شرايط بعد از انقلاب 1905 روسيه است كه نخست وزير نظام تزاري اصلاحات ارضي اعلام كرد و با اين اقدام طبقه متوسط را به نفع طبقه پايين قرباني كرد. سياستهاي اين دولت هم اين است كه تا ميتواند حاشيه را براي خود داشته باشد و طبقه متوسط را قرباني اين سياست كند، با اين اقدام ثبات خود را حفظ ميكند. دراين حالت دولت چگونه ميتواند پس از قرباني كردن طبقه متوسط، وضعيت را ثبات دهد؟ در جامعه طبقهاي داريم به نام "لمپن پرولتاريا". اينها حاشيهنشينها و اقشاري هستند كه هنوز ماقبل جامعه صنعتي زندگي ميكنند. دولت تلاش دارد تا اين طبقات را با خود همراه داشته باشد چراكه تصور ميكند درنهايت هم همين طبقات از موجوديت او دفاع خواهند كرد. اين نوع مدافع تنها به درد شرايط ويژه ميخورد. در شرايط غيرجنگي و غيرويژه که چنين مدافعاني به کار نميآيد. آنها معتقدند كه آمريكا درنهايت به ايران ضربه خواهد زد. مثلا ممكن است در داخل، حادثهاي شبيه 18تير يا دوم خرداد اتفاق بيفتد و يا در منطقه متحدان آمريكا به ايران ضربه بزنند. پس اعتقاد دارند كه بايد براي حفظ خود منابع را تخصيص دهيم، حال اگر صنعت نابود شد هم مهم نيست. ببينيد چقدر خرج هياتها ميشود. من پريشب در راه منزل ديدم كه حجتالاسلام پورچلويي يكي از اعضاي تيم ترور خودم، يك هيات بزرگ زده و كلي مردم را جمع كرده است. بد نبود خودت هم ميرفتي داخل هيات (خنده). بله! با خودم گفتم چقدر جالب است. به من گفتند جانباز 70 درصد هستي اما هم از دانشگاه اخراج شدم و هم حقوقام قطع شد. منظورم اين است كه در تخصيص منابع، پول را جايي هزينه ميكنند كه ميدانند مدافع نهايي آنها خواهند بود.
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
حجاريان رويکرد بخش عمده اي از مردم نسبت به به دولت نهم را چنين بيان كرده است: " در جامعه طبقه اي داريم به نام "لمپن پرولتاريا". اينها حاشيه نشين ها و اقشاري هستند که هنوز ماقبل جامعه صنعتي زندگي مي کنند. دولت تلاش دارد تا اين طبقات را با خود همراه داشته باشد چراکه تصور مي کند درنهايت هم همين طبقات از موجوديت او دفاع خواهند کرد.
از جمله ديگر ديدگاه هاي اين فعال سياسي که شامل مسايل داخلي و انتخابات، است، در کنار بعضي ديگر از موضوعات، طرح تهديد آميز اقدام به تحريم انتخابات آينده رياست جمهوري است.
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حالي كه بيش از اين برخي نمايندگان شمالي چون احمد مقيمي و سيد رمضان شجاعي با فضاسازي هاي تبليغي وسيع در محافل و مجالس خود را از اعضاي كميسيون امنيت ملي مي دانستند انتخابات كميسيون امنيت ملي نشاندهنده عدم ذكر نامي از نمايندگان مازندراني در ليست اعلامي اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس است.
علاءالدين بروجردي نماينده مردم بروجرود، کاظم جلالي نماينده مردم شاهرود، سيدعلي آقازاده نماينده مردم رشت، پرويز سروري نماينده مردم تهران ، حسن کامران نماينده مردم اصفهان، حشمتالله فلاحتپيشه نماينده مردم اسلامآباد، فاطمه آليا نماينده مردم تهران، محمداسماعيل کوثري نماينده مردم تهران، محمد کرميراد نماينده مردم کرمانشاه، حسين نقوي نماينده مردم ورامين، غلامرضا کرمي نماينده مردم کرمان، شبيب جويجري نماينده مردم اهواز، حسن سبحانينيا نماينده مردم نيشابور، محمدمهدي شهرياري نماينده مردم بجنورد، محمود احمدي بيغش نماينده مردم شازند، زهره الهيان نماينده مردم تهران، محمد کريم عابدي نماينده مردم فردوس، محمد آشوري نماينده مردم بندرعباس، جواد کريمي قدوسي نماينده مردم مشهد، حسين ابراهيمي نماينده مردم بيرجند، احمد آوايي نماينده مردم دزفول، مهدي مهديزاده نماينده مردم گناباد و عوض حيدرپور نماينده مردم شهرضا به عنوان اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شدند.
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|
|
|||||||
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
||||||||
|
||||||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منبع : سولدوز نیوز. محمد باقر قاليباف كه مي باشد به شكل دهي يك تيم رسانهاي مبادرت نموده و اين تيم در حال فراهم آوردن انتشار چند مجله ديگر براي حضور پرقدرت اين نظاميِ دوستدار سياست در انتخابات آتي رياستجمهوري است شمخاني وزير سابق دفاع در سخناني خطاب به قاليباف كه سياست را امر كثيفي قلمداد نموده گفت كه قرار نبوده ما در جمهوري اسلامي سياست را به معناي ماكياولي آن بدانيم بايد بپرسيم ما در كثيف نمودن اين ميدان چه نقشي داشته ايم. البته طبق اخبار شنيده شده محمد باقر قاليباف كه معتقد به كثيف بودن سياست مي باشد به شكل دهي يك تيم رسانهاي مبادرت نموده و اين تيم در حال فراهم آوردن انتشار چند مجله ديگر براي حضور پرقدرت اين نظاميِ دوستدار سياست در انتخابات آتي رياستجمهوري است. ساختمان اين مجلات كه قرار است در چند حوزه ورزش، خانواده، كامپيوتر، فرهنگ، علم و... منتشر شوند، خريداري و تجهيز شده است. آگاهان نزديك به سردار قاليباف ميگويند تمام اين مجلات، مستقل از روزنامه همشهري منتشر و توزيع خواهد شد و مديركل سابق روابطعمومي وزارت نفت مسئوليت راهاندازي اين مجلات را برعهده دارد. مسئول شبكهخبري ايراننيوز (نزديك به قاليباف) هم كه هفته گذشته بهكار خود پايان داد، بهعنوان سردبير مجله ورزشي همشهري انتخاب و مشغول بهكار شده است. رسانه رسمي شهرداري تهران روزنامه همشهري است، اما از روزنامه تهران امروز، روزنامه جوان، روزنامه كارگزاران، خبرگزاري مهر، خبرگزاري شهر، ماهنامه تازه، شبكه خبري تهروني، پايگاه خبر فوتبال ايران و روزنامه الكترونيكي جهان ورزش به عنوان بازوهاي تبليغاتي آقاي قاليباف نيز نامبرده ميشود. اين در حالي است كه گفته ميشود دو وب سايت فردانيوز، و فرارو هم كه از سوي نزديكان آقاي قاليباف اداره ميشوند، ماموريت سياسي عريانتري را براي مقابله با جريان مخالف سياسي برعهده دارند. سايت تابناك كه منسوب به محسن رضايي است و البته تنها هزينه هاي معنوي براي وي دارد و تاكنون به وي بهره اي نرسانده ، بيشتر اقبال به قاليباف دارد (چرا كه مدير سياستگذاري آن در شهرداري سمت مديريتي دارد) هم اكنون آماده فعاليت در اين عرصه مي باشد در انتخابات رياستجمهوري نهم نيز دو سايت هاتفنيوز و انتخابات نهم مسئوليت تبليغات انتخاباتي شهردار تهران را در فضاي وب برعهده داشتند. روزنامه همشهري نيز كه يكي از معدود كارتلهاي رسانهاي ايران محسوب ميشود، هماكنون چاپ مجلات همشهري خانواده، همشهري جوان، همشهري امارات (توزيع در امارات)، همشهري عصرگاهي، همشهري آنلاين، همشهري ديپلماتيك، همشهري خردنامه، همشهري ماه، همشهري دوچرخه، همشهري مسافر و همشهري محله را كه بخش اعظمي از آنها بهطور جداگانه منتشر و در سراسر كشور توزيع ميشود را در اختيار دارد. محمدباقر قاليباف را به خاطر در اختيار داشتن بيش از 30 روزنامه، خبرگزاري و وبسايت در ايران (رسمي و غير رسمي) و همچنين در اختيار داشتن فرهنگسراها و نهادهاي آموزشي و مديريت سياسيترين شهر ايران بايد خوش اقبال ترين نامزد رياست جمهوري در ايران دانست البته لازم به ذكر است قاليباف در بين اذهان عمومي به عنوان فردي زيرك شناخته شده است و همين امر عامل اصلي براي جلوگيري از تكيه زدن او به صندلي رياست جمهوري است چرا كه سابقه نشان داده است اصولا مردم از افراد داراي چنين صفتي خوششان نمي آيد لذا عموم تحليگران معتقدند قاليباف در صورتي كه داراي اقبال عمومي بود در بهترين زمان بايستي در دوره قبل راي مي آورد.
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اولتيماتيوم ديگر به استاندار .... استان به شادابی اداری نیاز دارد ِ تغيير چند مديركل از ضرورتهاست... خودزني ،ارمغانی در تاريخ اعتماد مردم نگراني شديد عملكردي چند مديركل در دستگاههاي خدماتي استان مازندران ضرورت اجراي طرح ارزيابي عملكردي مديران بدون توجه به آيتم هاي برجسته سازي هاي دروغين عملكردي را مي طلبد. كه استاندار مازندران بدون توجه به آن همچنان اجراي طرح تغيير مديران كم كار را به تاخير مي گذارد.. و به شدت انتقاد از عملكرد خود مي افزايد. اجراي طرح تغيير مديران كم كار در استان مي تواند رضايتمندي مخاطبين به دستگاهها را بهمراه داشته باشد... متاسفانه در برخي از دستگاهها نارضايتي از مدير توسط مراجعين و مخاطبين وحتي بيش از ۹۰ درصد كاركنان بصورت علني روبه افزوني است كه بواسطه ارتباط نزديك مدير با مقامات ارشد استاني وستادي و عدم اطلاع از نارضايتي و انتقاد به مدير كماكان پنهان مانده و روزبه روز برشدت نگراني ها افزوده مي شود... اجراي طرح ارزيابي و تغيير مديران مي تواند روزنه هاي اميد را در مخاطبين ومراجعين وكاركنان بوجود آورده و اجراي سليقه اي تصميمات و ايجاد نارضايتي مردم وكاركنان از عملكرد غير شفاف بكاهد.... در استان ما بواسطه نگاههاي سليقه اي و شخصي ،مسئولين از تغيير مديران طفره رفته و تاخير در اجراي طرح ارزيابي عملكردي جدي را به زمان ديگر موكول مي نمايند.. يك توصيه : شايد شما نيز در چند نشريه ورسانه خوانده وشنيده باشيد كه برخورد با كاركنان خاطي را همراهان استاندار خواستار شدند... اما اين عزيز مسئول غافل از آن بود كه مسبب اصلي بوجود آمدن كارمند خاطي را دركجا بايد جستجو كند ، كارمنداني كه در بدو استخدام از چند كانال گزينشي عبور كرده و دعوت به خدمت مي شوند ... ای کاش اين عزيز عنوان می كرد که طرح برخورد با مديران خاطي كي آغاز مي شود... استاندار مازندران وهمراهان به جاي برخورد با كاركنان خاطي زمينه بوجود آمدن آنرا مورد بررسي قرارداده ومنشا اصلي آن كه می تواند نشات گرفته از ضعف مديريت مديران ناكارآمد در دستگاه ها نیز باشد را بجويند، زماني كه عملكر چند ساله يك مدير به حدي نگران كننده (از نگاه محسوس كارمندان و مخاطبين و اما خوشبينانه ازنگاه دوستان و منصوبين ) و حتي رضايت ۲۰ درصدي كاركنان و مراجعين را هم بهمراه ندارد نگه داشتن و اصرار در حفظ اين مدير به نظر شما چه پيامي را به مردم خواهد داد .... گفتني است در استان ما ،شدت گله مندي از تعدادي انگشت شمار مدير برجسته ساز در عملكرد به شدت بالاست ، اين نارضايتي به حدي است كه مردم و بسیاری از کارکنان خواستار بررسي و اجراي دقيق تغيير و ساماندهي و بهسازي تغيير مديران را دارند. انتخاب تعدادي از مديران در دستگاههاي اجرايي استان باهيچ يك از ساختارها و آيتم هاي تعريف شده انتخاب يك مدير همخواني ندارد... يك پيشنهاد : اجراي طرح ارزيابي عملكرد مديران با برخورداري از يك كميته غير استاني ، ناشناس را جدي بگيريد البته سعی شود مديرکل ارزيابي شونده از بيخ وبن ارزياب خود شناخت نداشته باشد.... مزيت : چون ارزياب كنندگان درون استاني به شيوه هاي مختلف با مديران ارتباط دارند خداي نكرده دلسوزانانه تر به عملكردها مي نگرند ....پس ارزیاب ناشناس بوده و می تواند در ارزیابی خود بواسطه عدم رفاقت یا شناخت قبلی موفق تر عمل کند .... يك نكته اخلاقي : لطفا اينبار بازديد سرزده را با تماس تلفني از قبل تعيين شده جدا كرده و با بكارگيري افراد امين وناشناس با مديران بصورت کاملا ناشناخته از عملکرد دستگاهها مطلع گردید که ثمرات ماندگاری خواهد داشت....(اینگونه مشاهده می شود که از بسياري بازديدهاي سرزده حضور شما در دستگاهها ،مديران آن دستگاه خبر دارندو خود را جمع وجور می کنند که بهتر است ناشناخته تر وارد شوید ) شايد برخورداري و بازديد و گزارشگيري توسط كارشناسان خبره از استانهاي ديگر بتوان به ارزيابي پرداخت تا مديران خود را بهتر شناخته امید است باز برآشفته نشوید و صداقت نقدمنصفانه ، شما و دوستانتان را نيازارد...هرچند مدتي است نقد پذيري حضرتعالي و مديران باظرفيت شما بسيار پايين آمده ... شما مستحضرید که توسعه هراستان آرزوی شهروندان آن استان است که نیاز به همت و نقدپذیری وتقویت ظرفیت در مسئولین را می طلبد....
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیشب در یکی از استثناییترین عروسیها، در چند تا اطاق و یک حیاط کنار آن اطاقها در مرقد امامخمینی، نوهی دو آیهالله بزرگ تاثیرگذار در تاریخ این قرن در ایران و عراق مراسم ازدواج زنانه و مردانه گرفتند.
علی آقای خمینی نوهی امامخمینی و خانم شهرستانی نوهی آیهالله العظمی سیستانی در همان حیاط کنار حرم در سادهترین شکل مراسم گرفته بودند. جمعی از علمای بزرگ و دوستان شخصی و خانوادگی عروس و داماد بودند و موزیک جلسهی عروسی صدای مساکم الله بالخیر و ایدکم الله و یا الله علما بود که با تشریفات خاص علمایی که در آن به طور اتوماتیک جای افراد مهمتر به کم اهمیتتر منتقل میشود، شکل میگرفت. آقای حاج حسن آقا نقش پدری ایفا میکرد. آقا یاسر برادر دیگر داماد هم کمی بیشتر از داماد خوشحال به نظر میرسید. ما اول مغرب رفتیم. حسن آقا رفت که در حرم امامت کند و ما در همان منزل نزدیک مرقد نماز جماعت خواندیم. آقای خاتمی هم قبل از اذان آمده بود. نیم ساعت بعد از مغرب آقای شهرستانی پدر عروس که معمولاً با تعدادی از علمای بزرگ تهران مثل آقایان سید رضی شیرازی، طباطبایی و آسید علی آقا گلپایگانی همراهی میشود، با همان جمع آمد. در یک بخش کوچک حیاط برای پیرمردها صندلی گذاشته بودند و بقیه روی زمین نشسته بودند. هر کس مجبور بود با افراد کنارش گعده کند. این نوع عروسیهای ساده هم بالاخره نوع مثفاوتی است. مسئلهی ازدواج در میان روحانیون از قدیم و قبل از انقلاب معمولاً درونی بوده و ربطی به حوزهی سیاست ندارد. روحانیون سنتی بیشتر به این اصل مقید بودهاند. جالب این بود که دو تن از خواهران عروسِ دیشب که نوهی آقای سیستانی هستند، یکی همسر نوهی آیهالله خوئی هست و یکی همسر پسر آیهالله موسوی اردبیلی. به علی آقا و مادر و برادرانش تبریک میگویم
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کمتر از یک ماه پس از برکناری مصطفی پور محمدی از وزارت کشور ، چندین گزینه کاری مهم به وی پشنهاد شده است که حضور در شورای عالی امنیت ملی ، یکی از آنهاست که در صورت نهایی شدن ، وی به عنوان نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و به جای علی لاریجانی منصوب خواهد شد.
لاریجانی ،نماینده رهبری در این شوراست که با تصدی ریاست مجلس شورای اسلامی، طبق قانون اساسی به طور اتوماتیک و به واسطه جایگاه حقوقی اش عضو این شورا و جایگزین حدادعادل می شود و بدین ترتیب ، رهبر انقلاب می تواند فرد جدیدی به عنوان نماینده خود به این شورا معرفی کند و بر همین اساس از پور محمدی به عنوان جایگزین لاریجانی در این شورا یاد می شود. پورمحمدی چندی قبل از سوی رئیس جمهور برکنار شد و مهدی هاشمی در حال حاضر وزارت کشور را سرپرستی می کند.
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حالی که مدیرعامل باشگاه صباباتری هفته گذشته خبر از ادامه فعالیت تیم فوتبال این باشگاه در تهران داده بود، خبرنگار مهر ظهر دیروز از واگذاری این باشگاه به استان گلستان کسب اطلاع کرد.
در شرایطی که کمتر از دو ماه تا آغاز مسابقات لیگ برتر باقی مانده است، تیم فوتبال صباباتری نیز در شرف انتقال به استان گلستان قرار دارد. انتقال تیم فوتبال صباباتری به استان گلستان در شرایطی رقم می خورد که استانداری مرکزی تلاش می کرد تا امتیاز تیم فوتبال صباباتری را به این استان منتقل کند. یکی از مهمترین اهداف سازمان تربیت بدنی طی دوره ریاست محمد علی آبادی در این سازمان انتقال فوتبال به استان های مختلف کشور است تا تمامی استان های کشور از هیجانات و ویژگی های مثبتی که پیرامون این ورزش وجود دارد بهره مند شود. علی آبادی در حاشیه سفر دیروز خود به استان همدان نیز به این نکته اشاره کرد و گفت: یکی از سیاست های کلی ورزش در سازمان ترببت بدنی این است که تمرکززادیی کرده و فوتبال را که ورزشی پرطرفدار است به سراسر کشور انتقال دهیم. وی حتی تاکید کرد که احتمال واگذاری سایر تیم های تهرانی به غیر از پاس نیز وجود دارد. پیش از این تیم فوتبال پاس تهران به همدان انتقال یافته بود و این برای دومین بار است که تیمی تهرانی به استانی دیگر منتقل می شود. استان گلستان تاکنون تیمی در مسابقات لیگ برتر نداشته است و این برای نخستین بار است که استان شمالی کشورمان صاحب نماینده ای در سطح اول فوتبال کشور می شود. قرار است طی روزهای آینده تصمیم نهایی در مورد انتقال باشگاه صباباتری به استان گلستان اتخاذ و رسما اعلام شود
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد قلی نژاد
|
|
|||||
|
|||||